|
آیینه ها چشمانت را می شکنند
نگاهت کلاغ ها را می رباید
و در کنار مروارید ها پنهان می کند
عشق من چشمانت را ببند
تا شاهزاده ها بر سر آن
دوئل نکنند
صیاد های خسته
به آب می زنند
تا از میان صدف ها
چشمانت را پیدا کنند
عشق من چشمانت را ببند
تا پرواز تیر آرش کمانگیر
به پایان رسد
تا عشق را برای زمین
به ارمغان بیاورد
عشق من چشمانت را ببند
|