|
آسمان را پشت سر می گذارم
به ستارگان عشق می رسم
به باغ های آسمانی می روم
و گل های خیالی را برایت می چینم
پنجره ها را باز می کنم
هم آواز پرنده می شوم
و نغمه ی چشمانت را سر می دهم
سوار اسب سپید می شوم
و به سوی چشمانت می تازم
نهال واقعیت را در زمین می کارم
تا شاید روزی به بزرگی
چشمان تو شوند
عشق من چشمانت را باز کن
تا طلوع خورشید جهان شود
|